خرید بک لینک
هر آدم طبیعی و سالمی، به "خودش" فکر می کنه که گاها میون این خودکاوی هاش، ممکنه به این نتیجه برسه که بعضی از رفتارهاش نیاز به تغییر داره. در اینجا باید توجه داشت که گفتار و افکار آدمی هم به نوعی رفتار تلقی می شه و از اونجایی که رفتار و گفتار ازاندیشه ناشی می شه، بنابراین برای تغییر در رفتار و کلام، به تغییر در محتوا و فرایند افکار، نیازه. از طرفی، افراد در میزان صحت فکری و سلامت رفتاری، تفاوت هایی با هم دارن. یه عده ممکنه از سلامت ذهن و بهنجاری بالاتری در رفتارهاشون برخوردار باشن وعده ای هم، ممکنه، نیاز بیشتری به ایجاد تغییر درونی داشته باشن که این تفاوت در افراد، ناشی از سبک تربیتی و وراثتی هست که شخصیت اون ها رو شکل داده. آدم هایی که در وضعیت نامناسب تری رشد کردن و شخصیت ناتعادل تری دارن، در صورت تمایل به تغییر، باید زحمت فروپاشی شخصیت ناسالم شون و نوسازی و برپایی یه شخصیت نرمال تر رو متحمل بشن. به نوعی باید جبران مافات کنن. جبران سهل اناری و کارنابلدی های والدین ومحیط شون. و اما شروع فرایند تغییر از اوجایی هست که فرد نسبت به رفتار خاصی در خودش آگاه و حساس می شه و از بروز مکرر و ناخواسته ی اون رفتار احساس نارضایتی می کنه و به این باور می رسه که نیاز به تغییر و تحول داره. به عنوان مثال سبک صحبت کردن نامناسبی که غالبا با لحن پرخاشگرانه یا طعنه آمیز همراه هست، اونهم در شرایطی که بح

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 0:03

باد وزیده و باران باریده و من هنوز نمیدانم، دنیا چطور بوجود آمده و به هستی خود ادامه میدهد! فکر اینکه بدون پی بردن به راز حقیقی هستی، به آخر عمرم برسم، برایم خوشایند نیست. زمان دارد میگذرد و من چقدر حرف دارم، برای گفتن. و چه چیزها که باید بفهمم و بدانم. حتی ممکن است، هیچوقت نفهمم اینجا دقیقا چه خبر بوده! + شاید آدمها هیچوقت نتونن احساس واقعی همدیگه رو نسبت به هم، بدونن!++ هوووم، هُر هُر آتشدان بخاری و بوی بارون و حسای خاموش! + تاريخ سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 23:43 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 0:03

زمین، توهم زده، به رعشه افتاده و به جان ما که چون حشراتی پوستش را نیش میزنیم، چنگ انداخته. انگار زمین دیگر نور چشمی آسمان نیست و ما چه کردیم با خودمان؟! مگر با این حجم از بی اعتمادی به هم، میشود با هم قیام کرد؟ آنهم قیام بر علیه بیعدالتی؟ مگر نمیبینی که نگاه دو انسان بهم، مثل نگاه دو گرگ شده، به طعمهای مشترک! همه دندانها و چنگال های تیزشان را رو میکنند تا کم نیاورند. لابد با خود میگویند حالا که هیچ حساب کتابی در کار نیست و هر کی به هر کی است، چه نیازی است به راستی و درستی! چه کسی میتواند ما را از آنچه که هستیم، نجات دهد؟ وقتی بیشتر افراد، به بیعدالتی آلودهاند، چه کسانی از بین ما میتوانند، دنیایمان را به سمت عدالتی فراگیر هدایت کند؟ آیا دنیا واقعا دار مکافات است؟ آیا اینهایی که امروز قیام میکنند، فرزندان همان پدرانی هستند که سالها پیش انقلاب کردند و پیروز شدند؟ یعنی این قیام، همخانوادهی همان انقلاب است، یا نه، قیام فرزندانی است که قصد پیروزی بر انقلاب پدرانشان را دارند؟ آیا خواستهها و ارزشهایش مشترک است؟... کاش متحد میشدیم و از هم نمیترسیدیم. اما میان من و ما شدن هزاران فرسنگ فاصله افتاده است. فاصلههایی که به راحتی قابل دیدن است. مثلا تا بوده، آن عده که دستشان رسیده و خود را بر منبر و میزی رساندند، آن عدهی دیگر را که به هر دلیلی نتوانستند یا نخواستند مغزشان

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 0:03

باد وزیده و باران باریده و من هنوز نمی دانم، دنیا چطور بوجود آمده و به هستی خود ادامه می دهد! فکر اینکه بدون پی بردن به راز حقیقی هستی، به آخر عمرم برسم، برایم خوشایند نیست. زمان دارد می گذرد و من چقدر حرف دارم، برای گفتن. و چه چبزها که باید بفهمم و بدانم. حتی ممکن است، هیچوقت نفهمم اینجا دقیقا چه خبر بوده! + شاید آدم ها هیچوقت نتونن احساس واقعی همدیگه رو نسبت به هم، بدونن! ++ هوووم، هُر هُر آتشدان بخاری و بوی بارون و حسای خاموش! + تاريخ سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 23:43 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 2:15

صفحه بندی