هر آدم طبیعی و سالمی، به "خودش" فکر می کنه که گاها میون این خودکاوی هاش، ممکنه به این نتیجه برسه که بعضی از رفتارهاش نیاز به تغییر داره. در اینجا باید توجه داشت که گفتار و افکار آدمی هم به نوعی رفتار تلقی می شه و از اونجایی که رفتار و گفتار ازاندیشه ناشی می شه، بنابراین برای تغییر در رفتار و کلام، به تغییر در محتوا و فرایند افکار، نیازه. از طرفی، افراد در میزان صحت فکری و سلامت رفتاری، تفاوت هایی با هم دارن. یه عده ممکنه از سلامت ذهن و بهنجاری بالاتری در رفتارهاشون برخوردار باشن وعده ای هم، ممکنه، نیاز بیشتری به ایجاد تغییر درونی داشته باشن که این تفاوت در افراد، ناشی از سبک تربیتی و وراثتی هست که شخصیت اون ها رو شکل داده. آدم هایی که در وضعیت نامناسب تری رشد کردن و شخصیت ناتعادل تری دارن، در صورت تمایل به تغییر، باید زحمت فروپاشی شخصیت ناسالم شون و نوسازی و برپایی یه شخصیت نرمال تر رو متحمل بشن. به نوعی باید جبران مافات کنن. جبران سهل اناری و کارنابلدی های والدین ومحیط شون. و اما شروع فرایند تغییر از اوجایی هست که فرد نسبت به رفتار خاصی در خودش آگاه و حساس می شه و از بروز مکرر و ناخواسته ی اون رفتار احساس نارضایتی می کنه و به این باور می رسه که نیاز به تغییر و تحول داره. به عنوان مثال سبک صحبت کردن نامناسبی که غالبا با لحن پرخاشگرانه یا طعنه آمیز همراه هست، اونهم در شرایطی که بح
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیان
تاريخ: پنجشنبه
14 دی
1396 ساعت: 0:03